این روزها دلم اصرار دارد
فریاد بزند . . .
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد !!!
این روزها من . . .
خدای سکوت شده ام . . .
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا . . .
خط خطی نشود . . .!
این روزها دلم اصرار دارد
فریاد بزند . . .
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد !!!
این روزها من . . .
خدای سکوت شده ام . . .
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا . . .
خط خطی نشود . . .!
داغتریـטּ آغوشـ ها را از تنت
من به آمار زمین مشکوکم تو چطــــــــــور؟
اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت
پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟
بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست
چه کسی تنهانیست؟ همه ازهم دورند
همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد
من که در تردیدم تو چطور؟
نکند هیچکسی اینجا نیســـــــــــــــــــــــــت
از خودم بدم میاد وقتی تو یه جمع اولین نفر از من می پرسن "آخرین خبر خوبی که شنیدی و از ته
دل خوشحال شدی چی بوده؟" و من هرچی فکر می کنم هیچ خبر خوبی یادم نمی آد، حتی به دروغ!
بیرقوجاق گول باغلادیم گوز یولدا قالدیم گلمدین
عطروی گاه دردیغیم گوللردن آلدیم گلمدین
سن یوباندین انتظاردان سولدی بیربیرگوللریم
تئزسولان گوللرکیمی سولدیم سارالدیم گلمدین
باغریمالاسدیم سازی سنسیز دونن آخشام چاغی
آغلاییب بیرآیریلیق آهنگی چالدیم گلمدین
نیامدی و نخواستی که بیایی
ولی من میدانم که روزی خواهی آمد.منتظرمیمانم: نفس
سلام نفس...
خیلی وقته دیگه اپ نمیکنم.
خیلی دلم تنگت شده .اومدی منتظر تماستم.
این منم! منے که پر است از ترس! ترس از فردایے که قرار است دیروز بشود! ..
این منم! با روزهاے تکرارے میجنگم. هدف دارم! امید دارم! زنده هستم...
من زنده میمانم و زندگے میکنم! حتے اگر نخواهے، حتی اگر نخواهم و نخواهند!
این روزها خوبِ خوبم! پشت کرده ام به غصه. نمیدانم! شاید او به من پشت کرده است! . .
در این شهر صدای پای مردمی را میشنوم
که همچنان که تورا می بوسند طناب دار تو را می بافند.
مردمی که صادقانه دروغ میگویند و خالصانه خیانت می کنند
دراین شهر هر چقدر تنهاتر باشی بهتر و راحتی...
وقتی تواوج دوست داشتن باشی وباتمام وجودت کسی رودوست داشته باشی ودرست
توهمون لحظه ببینی همه چیزخواب وخیال بوده،تولحظه ای که همه ی آدماروتوشادی
خودت سهیم می کنی ببینی که خودت غمگین ترین آدم هستی ،وقتی که فکرمی کنی
پات رو،جای محکمی گذاشتی اماوقتی که خوب نگاه میکنی می بینی که زیرپات خالی
هست،وقتی که باورنکنی که همه چیزدروغ بوده وتوی نهایت ناباوری به باورنابودی
همه اون عشق وعلاقه برسی جوری بی صدامی شکنی که هیچ کس حتی خودت هم
صداش رونمی شنوی.
توراحس میکنم هردم...
که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...
من از شوق تماشایت...
نگاه از تو نمیگیرم....
تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار....
ولی...افسوس...این رویاست....
تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم....
تو با من مهربان بودی...
واین رویا چه زیبا بود....
ولی.... افسوس.... که رویا بود....
وقتی دیدنت از آن دور دستها نیز آرزوی من بود و تو این دیدار را ازمن دریغ کردی ، آرزو میکردم نگاه به چشمانت را در خواب بینم
یادت باشد که مرا بدجور به انتظار گذاشتی ، در آن ساحل عاشقی آنقدر منتظرت نشستم که سرزمینم به وسعت یک کویر شده ، دلم خشک خشک تشنه ی قطره ای محبت شده
یادت باشد که پا گذاشتی بر روی همه چیز ، فکر کنم دیگر دلت در فکر و خیال من نیست، چقدر احمقم من باید بگویم که از اول هم نبود.
یادت باشد که یادم نرفته حرفهای عاشقانه ات !
یادت باشد آن روز ، همان دیروز ، گفتی اگر تو هم مرا فراموش کنی من تنهایت نمیگذارم ، چه
خوش خیال بودم ، فکر فردا نبودم ، دیروز را میدیدم که عاشقانه با من صحبت میکردی ،
نمیدانستم روزی از دلم ، دل میکنی . . .
خیلی سخت است غنچه عشقی در قلبت بشکفد و همان لحظه پر پر شود ، لحظه پژمرده
شدنش را با چشمهای خودت ببینی و بفهمی آن گل مال تو نبوده ،از اول هم مال تو نبوده و
توهم زده بودی،آری تو گلی بودی که با هوای قلب من سازگار نبوده . . .
یادت باشد همه چیز را ، فردا نیایی بگویی به یاد ندارم چیزی را ، یادت باشد که یادم نرفته بی
وفایی هایت ، میدانستم قلبت با دلم راه نخواهد آمد
باید تاسف بخورم برای خودم که برای همه همانی شدم که دلشان
میخواست ولی هیچ کس همانی نشد که من میخواستم
یک شب یک غریبه میاد میشه همه کَست...
و یک شب همه کَست میشه یک غریبه...
حتما برو بی معطلی !
چون نمی بایست کار به شک می کشید ، که بیاندیشی یا نیاندیشی
همان لحظه ی شک،کار تمام است .
نه اسمش عشق است ،
نه علاقه ،
و نه حتی عادت ،
"حماقت محض است ، دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست"
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه ی عمر سفر می کردم
ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم
پوشیده چه گوییم همینیم که هستیم
چون قسمت ما روز ازل جام بلا بود
پیداست که تا شام ابد واله و مستیم
فرستنده : شب بارانی