حکایت
حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر
کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا
همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می
آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای
لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون
نمی دادند…
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 10:14 توسط ا-ح
|
تقدیم به کسانی که در کویر بی عشقی زمانء تشنه عشق هستند و به آن نرسیدند.تقدیم به انسانهایی که هنوز نتوانستند خود را با زندگی بی روح ماشینی تطبیق دهند و هنوز روح لطیف و حساسی دارند.تقدیم به آنانی که به عشق خود نرسیدند و سوختند.فریاد زدند اما به گوش هیچ کس نرسیددلنوشته ها و شاید تجربه های خود را در این مورد دریغ نکنید.