با تو می مانم

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم

 دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

سر روی شانه هایت بگذارم....

از عشق تو...از داشتن تو...اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

آری من تو را دوست دارم

و عاشقانه تو را می ستایم

عــشق گوش دادن نيست ، بلكه درك كردن است...

فراموش كردن نيست ، بلكه بخشيدن است...

عــشق ديدن نيست ، بلكه احساس كردن است...

عــشق جا زدن و كنار كشيدن نيست ، 

بلكه صبر كردن و ادامه دادن است...

آنقدر می مانم و فریاد می زنم تا آغوشت را به روی من بگشایی

شاید هم با همین آرزو بمیرم

 

افسوس من

نمیدانم چرابی اختیار به تو که فکر می کنم

شاید احمقانه باشد عشق من به تو .خیلی وقت ها به حماقت خود لبخند می زنم ولی نمی توانم به

خود این باور را القا کنم که نیستی  . برای من نیستی.
 

میدانم که مثل سیاه لشکری هستم که درد عشق تورا حمل میکند.

شاید هم بازیگر عشق توام اما  نقش آخر را بازی میکنم …

افسوس…

افسوس.....ولی برای من همین افسوس هم دوست داشتنی است.نمیدانم اسمش را چه

میگذاری .شاید حماقت.شاید دیوانگی و شاید. . .

 

یادمون باشه....

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم

چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره .

يادمون باشه که قلبمونرو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره

يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم .

يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتراز چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت

بياره .

يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمتچون زندگيش رو ازش ميگيريم

 ارسال کننده :ملیحه

اس ام اس ترکی


ترکی

ایستیرم گؤزلریون نقشینی تصویره چكم / نیلییم سن سیز عزیزیم گنه دونیادا تكم / سن منیم نازلی گولوم سن گؤزه لیم دردین آلیم / اؤزون اینصاف ایله سن سیز نئجه دونیادا قالیم

معنی فارسی

میخوام زیبایی های چشماتو نقاشی کنم/چی کنم که بی تو تو دنیا تنهام/تو گل زیبای منی/خودت بگوچجوری تو دنیابمونم؟؟

ترکی

گئنه ده دونیا دا گزیرسن من سیز - گزیرسن خبرسیز گزیرسن سس سیز - آخی سن همیشه دوزورسن من سیز - بس نیه من سن سیز دؤزه بیلمیرم؟

معنی فارسی

بازم بی من تو داری سرمیکنی/بی خبر و بی صدا
آخه تو بی من میتونی سرکنی
پس چرا من
بی تو نمیتونم؟!!!

ترکی

رسام سئوگیلی مین عكسینی چک ، سئوگیلیم گؤزه ل دیر سنده گؤزه ل چک ، نازینا چاتاندا الینی قلم دن چک قوی نازینی اؤزوم چكیم

معنی فارسی

نقاش ،عکس یارمو بکش،یارم زیباست تو هم زیبا بکش،وقتی رسیدی به نازش،قلمو بذار زمین نازشو خودمبکشم

ترکی

بلكه ده دونیانین گؤزونده سن بیر اینسان سان ، آمما منیم گؤزوم ده سن بیردونیاسان

معنی فارسی

اگه تو به چشم دنیا یه نفری ، اما به چشم من او یه دنیایی

شعر

سر جریان تو با کوچه گلاویز شدم

مثل تصویر درخت اول پاییز شدم

لب که در حسرت لبهای تو سیگار کشید

با دوکام از لب پر سیب تولبریز شدم

روی لبهای شما حسرت ما دعوا داشت

{آنچه خوبان همه دارند}لبت یکجا داشت

لب نگولب.چه لبی باغ پرازسیب بهشت

اینچنین میوه فقط مادر تو تنها داشت

باتواین کوچه واین شهر چه عالی شده بود

چشم ما زیر قدمهای تو قالی شده بود

رفتی انگار کسی هم خبری از تو نداشت

جمله های خبری بی تو سوالی شده بود

سیب ارزان شدو ارزانتر از او شد دل ما

قیمت سیب ودلم پنج ریالی شده بود

مدتی شد که کسی در دل ما جا نگرفت

بعد تو سینه ی ما خانه ی خالی شده بود

منصور فیروزآبادی

سنسیز گونلریم

ایکی گؤزوم تلفونوما باخا باخا قالیب دیر

قوی کی باخیم بلکه یاریم بیر اس ام اس آتیب دیر

گؤتورورم تلفونومو مین بیر آرزو اومیدله

آما اوندا "یوخدور یئنی بیر اس ام اس" یازیب دیر

یول گئدیرم وای ائله بیل تلفونوم زنگ چالیر

تئز باخیرام هئچ کیمسه یوخ اورک یالنیش سانیب دیر

گئجه گلیب یاردان خبر آلمامیشام بوگون ده

گؤزله ییرم یوخدور خبر ساعات اوچه چاتیب دیر

هوش توتوب دور بیر اس ام اس سسیله من اویاندیم

اوخویورام بیر یولداشیم منی اله سالیب دیر

اینانیرسان بویله کئچیر سنسیز گولوم گونلریم

قاییتگینان هیجرین منی یاندیریب دیر یاخیب دیر

وحید شکر زاده

لذت آغوش تو

بيا پیشم

چشمانمان را ببنديم ...

بگذار تورا در آغوش کشم

مي خواهم وقتي لبهايمان به هم گره مي خورد و هر دو از لذت  

در آغوش هم نفس نفس مي زنيم 

 از لذت متناهي جسممان بهره مند شویم .

  چشمانت را باز نکن ... نه ! نه !

 بگذار لبهايمان از گرمي شهوت خشک شوند ...

 بگذار گونه هايمان از اشک خيس شوند که چرا این لذت همیشگی نیست...

 ایکاش در اوج نيازم به تو که الان  است پیشم بودی .

 میدانم آغوشت  تنها جایی است که مرا به آرامش میرساند!

 من احساسم را برايت دست نخورده نگاه خواهم داشت اگر چه جسمم با دیگری است وروحم را

به لذت بوسه اي به غیر تو  نخواهم فروخت !

 بيا که مي خواهم وقتي دستانت را به روي قلبم مي گذاري از فرط لذت قطره هاي اشک بر

گونه ات بدرخشد.

 بيا اي تنها آرزوی آغوش من  ............. بيا !!     

صبر

صبر ايله كونول محنت هجرانه ، تلسمه

درد اهلي يتر، صبر ايله ، درمانه تلسمه

يوسفده زليخاني محبتله سويردي

سالديردي زليخا اوني زيندانه ، تلسمه

دنيايه وفا ايلمه چوخ ، آغلاما كونلوم

دنيا نه وفا قيلدي سليمانه ؟ تلسمه

كام آلميجاخ آيريليغا باعث اولانلار

عاشق چاتاجاخ سوگيلي جانانه، تلسمه

آیریلیق

بس منی سئخدی زمانه اورگیم قان اولدی

سرداشیم اولمادی عالم منه زندان اولدی

اوتورا بولمدیم ایوده قاپویا بویلاندیم

بلکه جان صاحبی بیر لحظه نمایان اولدی

سایدیم اولدوزلاری بیر بیر او قرانلوق گیجه ده

اغلادیم صبحه قدر گوزده کی یاش قان اولدی

هی گوزوم یاشینی توکدوم یوزه هجران گیجه سی

قالدی یوللاردا گوزوم صبر ایوی ویران اولدی

بیر کسیم اولمادی سرداشیم اولا غملی گونوم

قورتارام جانیمی غمدن مگر امکان اولدی

آیریلیقدان باشما گلدی نه لر بولمدون هئچ

سئل کیمی غم توکولوب باشیمه عمان اولدی

تانری چاره م ندی عشقون قوشی باغیمدن اوچوب

بولورم گئتدی هارا کیملره مهمان اولدی

بولمورم یول اوزاق اولدی کی گلوب چئخمادی یار

یا وفاسیزلیق ایدوب اوزگیه جانان اولدی

یا کی مندن اورگی سیندی داها گلمیجک

یا کی اوز باغلادیقی عهدینه پشمان اولدی

یارین عشقیله گئچدیم گئجه می گوندوزومی

وصلینی آرزیلادیم قسمتیم هجران اولدی

آیری بیر سوز دیمرم ساغلیقینی آرزیلارام

بلکه گلدی یئنه اولده کی دوران اولدی

آغوش تو را کم دارم

آهای دوست من

من اینجا آغوش گرمت را کم دارم

می دانی و نمی آیی

من اینجا درخیالم پر از با تو بودن هستم

می دانی ونمی آیی

دلت سنگ است ...؟؟؟

 

عشق

خيليها ميگویند تنها هستيم خيليها ميگویند زندگي ما شده فکر کردن به عشقمون خيليها ميگویند هميشه دلتنگ هستیم. اما ايا همه آنها واقعيت را ميگویند؟؟
نه .اينطور نيست .

کلمه ي عشق و تنهايي که برای خود دنياي بزرگ و غريبي هستند افتاده سر زبان يک عده که اسم خوشگذراني و هوس را گذاشتند عشق.

چقدر زياد هستند آدمهايي که امروز عاشق میشوند و فردا فارغ از عشق.آری تا جایی که تما گذشته خود با عشق قبلی را فدا به قولی عشق جدیدشان میکنند.

چقدر زيادهستند آدمهايي که ميگویند تنها کسي هستي که به تو عشق ميورزم .ولي يه روز با چشمهاي خودت ميبيني که به کس ديگری که حتي تو فکر تو هم نيمگنجد ابراز علاقه ميکنند. خیلی راحت خاطرات تورا که نابود نمیکنند هیچ بلکه در بازار بی احساسی میفروشند

چقدر زياد هستند آدمهايي که ميگویند تنهاهستيم و از دلتنگي حرف ميزنند ولي تا از کارشان سر درمي اوري ميفهمي چه شبهايي را با چه کسايي سر کرده اندو يه لحظه هم تو  در خاطرشان پر نزدي که حتي يه ذره دلتنگت شوند.

جالب اينجاست تازه تا عشق و حالشان را کردند و يک موقعيت بهتر پيدا شد برایشان همه چيز تمام میشود و با انداختن همه تقصیر هابر گردن روزگارو قسمت .که روزگار ياريمان نکرد يا قسمت نبود ما  باهم باشيم.

 به نظر شما  ميشود اسم اينها راعشق گذاشت؟ ميشود؟

به نظر من اسم این روابط را هر چیز میشود گذاشت به جز ((عشق))
به  امید روزی که عشق به معنای واقعیش برگرده...

عشق و هوس

کسی که فکر میکند عاشق است برایم از دوست داشتن و عشق واقعی اش گفت .آنقدر از عشق و دوست داشتنش گفت که فکر کردم دنیا برای او جای کوچک و پستی است.غافل از اینکه خود او هم نمیدانست که این عشق نبوده بلکه هوس بوده است.

آری عزیزم اینکه تو به آن دچاری هوس است نه عشق.

دلهره و نگرانی ،اضطراب ،زود باوری وچشم پوشی از نقاط ضعف همه از نشانه هایی است که نشانگر هوس تو به اوست نه عشقت.عشق به آدم آرامش میدهد و برایت مهم نیست که او کجاست و چکارمیکند .فقط وجودش برایت مهم هست.

اینکه بدانی نیم ساعت پیش او با کس دیگری درحال خوشگذرانی بوده و بی خیال شوی و باز بگویی که دوستت دارم ،عاشقتم، چون عشق فرداست و نمی تواند زوج باشدبلکه محتاج هوس او هستی نمیخاهی از دستش بدهی.

گاهی اوقات هست که ما خودمون رو گول میزنیم و مثلا میگیم که این رابطه ما هوس نیست ولی در اصل این رابطه چیزی نیست جز هوس!
هر کس خودش متوجه میشه اگه یه کم فکر کنه!
و هوس را می فهمیم که بدونیم چه حسی بهش داریم یا نه اونو از خود میدونیم  ببینیم چه حسی بهش داریم میخوایم ازش استفاده کنیم و بهمون سرویس بده یا نه میخوایم از بودن باهاش لذت ببریم اونو از خود می دونیم یا نه .

 یه چیز دیگه اگر حرفهای بالا راست باشه من خودمم عاشق نیستم ...

تک بیتی

ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان میکرد

 

تا که هر بی سر و پایی نشود یار کسی

سنسیز

گؤزلریم‎دن اولــــدوز آخیر (از چشمان ستاره میبارد)

ایچیمی یانــــدیریب، یاخیر(از درون میسوزم و خاکستر میشم)

هارایلیــــرام، دور گل آخیر(فریاد میزنم بلند شو بیا)

 باغریم اولوبـــدو قان سنسیز!(دلم بی تو خون شده  )

 داریخیــــرام یامان سنسیز!(دل بی تو بد جوری تنگ شده  )

 

یامان گونــــــده منی آتدین (تو روزگار ناخوشی فراموشم کردی)

گونش کیمی گئـدیب، باتدین(مثل خورشید رفتی و غروب کردی )

کوهنه یارامی قاوراتـــــدین (درد کهنه ام را تازه کردی)

سیخیـــــر منی زامان سنسیز!(زمانه بی تو آزارم میده)

داریخیــــــرام یامان سنسیز! (بدجوری دلم برات تنگ میشه)

 

 تک قالمیشام گؤزدن ایراق( من تنها ماندم و این درداز تودورباد)

گلمز ندن سنـــدن سوراق (چرا سراغی از تو نیس)

هیجران منه قـوروب دوزاق( درد هجران برایم تله گذاشته)

صبریم اولـوب تالان سنسیز !( بی تو صبرم تمام شده)

داریخیــــرام یامان سنسیز! (بد جوری دلم برات تنگ میشه)

 

سؤز وئـرمیشدین بیـرگه اؤلک(قول داده بودی باهم بمیریم)

نــــــدن، منی قویوبسان تک؟!(چرا تنهام گذاشتی)

ای اینجـه روح، کـؤوره‎ک اوره‎ک( ای که روح لطیف و قلب مهربانی داری)

اولــــــــدو منه، اولان سنسیز!(هرچه قرار بود بی تو سرم بیاد اومد)

داریخیــــــــرام یامان سنسیز!(بد جوری دلم برات تنگ میشه)

 

فلکین اوخو

کورفلک اوخون قویوب کامانا

کامان توتور قلبیمیزی نشانا

لعنت گلسین بئلنچی بیر زامانا

اوخدان آرتیغ کامان بیزی اینجیدیر

عزیزیلردن آیری سالیب سینسیدیر

می روی ؟ خداحافظ؟

می روی؟ 

حرفهای آخرت را زدی و می روی ؟بگذار من هم حرفهایم را بگویم لحظه ای

صبر کن تا برای آخرین بار چشمهایت را ببینم ،

حتی اگر شده در خیالم دستهایت را بگیرم

چه راحت میشکنی دلم را ،

چه راحت پا گذاشتی بر روی دلم

فکرش را هم نمیکردم این روز بیاید ، همیشه فکر میکردم فردا  لحظه

دیدارمان بیاید…

ندیده میروی و چه آسان می روی

طعم لبانت را نچشیدم و می روی 

امروز خیلی دلم گرفته ، سردرگم و بی قرارم ، حس میکنم آخرین روزاست و

در این لحظه ها حتی میتوانم نفسهایم را بشمارم…

نفسهایی که دیگر در هوای تو نیست ، ثانیه هایی که به یاد تو است و در

کنار تو نیست ، لحظه هایی که حتی به خیال ...
 

داشتنت برایم رویا بود ،آمدی و گفتم که داشتنت برایم رویاست و توگفتی نه

اینجور هم نیست. رویایت از خودت شیرین بود چرا آمدی و چرا می روی ؟

حرف آخرت همین بود؟ خداحافظ؟

صبر میکردی اشکهای روی گونه ام خشک شود و بعد میرفتی ، حتی تو

برای آخرین بار هم که شده آرامم نکردی …

گفتی خداحافظ و رفتی..اری تو بی وفا نیستی...من بدم!خدا نگه دارت...حق

با تو بود..

 

حرفهای دلتنگی

 

 

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم…

هر کس هم که می آید مسافر است می شکند …..

هم نمازش را، هم دلم را …

و می رود

 

یالان عشق

گئجه  وقتي كه اولور قلبيمه بير غم  اوتورور

او يالان عشقه گؤره گؤر نئجه قلبيم سويولور

 

گولوشي هر گؤرني درده سالار من بولورم

يريشي ،  اختياري  الدن  آلار من  بولورم

******

بوسه ها

بقیه عکس ها د رادامه مطلب




 

 

ادامه نوشته

جانانه یئتیر

ای فلک درد و غمیم شرحینی جانانه یئتیر

ثبت قیل ملک خراجینی او سلطانه یئتیر

داهی یوخ تاب و توان جسم ضعیفیمده منیم

یا کی آل جانیمی یا دردیمی درمانه یئتیر

روحپروردی لبی وقت تبسمده صبا

روحی بو تندن آلیب اول لب خندانه یئتیر

گوردی اول زلفی کونول اولدی پریشان احوال

بو پریشانلیغی اول زلف پریشانه یئتیر

                               حئیران خانیم

دوبیتی شیروانی

اگر بیر بوسه آلسام لعل یاری نوش خندیمدن،

غمیم یوخدور اگر نئی تک کسیلسم بند بندیمدن،

منه لعل لب دلداریمی اؤپمک مباح اولموش،

بو امره آلمیشام فتوای کامل اؤز افندیمدن.

*******

بیر چاره ائله یین بو گئجه یاره گئتمه سین،

صبح اولمایینجا بیرده او مهپاره گئتمه سین.

جمع ائیله سین وصالینا اول مه لقا بیزی،

هجرینده قویماسین بئله آواره، گئتمه سین.

 

باران دوستت دارم

باران دوستت دارم من آنقدر بر سرت خواهد بارید

تا خسته شوی و چترت را از

سرت برداری تا بر روی

گونه هایت بنشیند.

 

می دانم و نمیدانم

میدانم دو چشمانت دلفریب و زیباست ومی دانم شراب نگاه خود را به جام چه کسی خواهی ریخت؟؟

میدانم که لبانت بوسه طلب و هوس آلود است

میدانم که شهد لبانت را چه کسی خواهد نوشید؟؟

میدانم که دستانت چون یاس سفید و خوش بوست

میدانم که انگشتان زیبایت دست که را خواهد فشرد؟؟

میدانم که اندام هوس بازی داری

می دانم که آغوش هوس انگیز تو کدام خوشبختی را در خود جای خواهد داد؟؟

ولی نمیدامن چرا باز هم از جان بیش تر دوستت دارم

میدانم که صاحب آن چشمان خمار و آن لبان هوس آلود و آن دستان نوازشگر چه کسی است

ولی باز دوستت دارم.نمیدانم چرا. . .

فرياده گلين نازلي نیگاريم گئدير الده ن

فرياده گلين نازلي نیگاريم گئدير الده ن
همد م اولوب اغياريله ياريم گئدير الده ن

رفتاري گوزل نوطقي گوزل باخماسي گويچک

آهو کيمي باخديقجا قراريم گئدير الده ن

حسرتله قالار گوزلريم آخير دالیسيجا

هجران يئلي اسديکجه باهاريم گئدير الده ن

ناز ايله سه نازين چه که ره م اول دئسه اؤللم

يوخ چاره يولوم شعر و شعاريم گئدير الده ن

آواره قالان من غمی عشقينده يانان من

آخير نه دئییم دار و نه داريم گئدير الده ن

زلفين توکوب اطرافه گيوب جامه ي زرين

آماده اولوب گئتمگه ياريم گئدير الده ن

حسنون گؤزل آیت لری ای سئوگلی جانان

اولموش بوتون عالمده سنین شانینه شایان

گل ائیله عنایت منه وئر بوسه لبیندن

چونکی گؤزلین بوسه سیدیر عاشیقه احسان

تورکی شعر

جان آلان نه بیلیر عاشیقین پناهی نه دیر؟

اونا بو حسنی ورن قدرت الهی نه دیر؟

صفاسین اوزگه گورور من بلالرین چکیرم...

منیم بو قانه دونن کونلومون گناهی نه دیر؟

عشق ناممکن

نه لبان من به لبانت خواهد رسید

و نه دستانم به دستانت

من در آرزوی ناممکن خواهم مرد

بی تو اما به یاد تو

بزرگترین گناه من دوست داشتن ناممکن بود

میدانستم ولی نمی توانستم دل بکنم...

نسل سوخته

به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید...
دزدکی حرف زد...
دزدکی در آغوش گرفت...
دزدکی عشق بازی کرد...
دزدکی دوست داشت...
خسته شد....
خسته . . .

نفسم بخوان

زندگی فرصت بس کوتاهی است تا بدانیم که مرگ

 آخرین نقطه ی پرواز پرستوها نیست.مرگ هم

 حادثه است مثل افتادن برگ...

دلم بدجور گرفته ست.چند صباحی ایست که ساده گریه میکنم

 .امشب هم بغض راه ورودی و خروجی تونل نفسم را بسته.

 احساس میکنم دیگر نمی توانم نفس بکشم.

بغض گلویم را میفشارد دلم میخواهد گریه کنم 

بغض راه گلومو بسته اشکم در نمی آید!...آب حوض چشمانم کم کم

 دارد سر میرود گویی لوله ی قلبم ترکیده است.

می زنم زیر گریه با دستم جلوی دهنم را محکم می گیرم

 تا صدای هق هقه گریه هایم را کسی نشنود.

دلم پر از حرف هایی است که خیلی وقت است

در خود ریخته ام یه عالمه حرف ناگفتنی دارم

اما شنیدنی

اما کسی نیست که به حرف دلم گوش دهد.

دیگر دلم دارد میترکد بس که همه چیز را در خود فروریخته

اینکه کسی رو دوست داشته باشی و برایش  بمیری 

 ولی دوستت نداشته باشد.

  ...........میدونید آدم یعنی چی؟!!..........آدم چیزی

نیست جز آه و دم.

آدم آه میکشد و از سختی های زندگی دم میزند!!!

آخ گفتم آدم...چه آدم هایی بودند و دیگر نیستند.

یه آدم بود که دیگه نیست!

دلم برای عزیز دلم  تنگ شده

الان که دلم گرفته الان که تنهام الان که دارم گریه می کنم

 دوست داشتم اونی که دوستش دارم پیشم بود

بغلش میکردم و تو بغلش گریه میکردم

اما مثل اینکه که ما فقط تو رویاهامون باید همو بغل

کنیم و همدیگررا ببوسیم دلم برات تنگ شده

خودت هم خوب میدانی و با من اینگونه رفتار میکنی

نفسم

گناه

 من عاشق هوس های عاشقانه ام هستم

دستهایت کو . و آن اندام بلورین.اگر گناه هست..من دوست دارم

 عشقبازی با تو را و نواختن اهنگ ورود به جهنم را

اگر با تو عاقبتم جهنم است..من جهنم را دوست دارم

وقتی بهشتی همچو تو در اغوش دارم

کاش باز اشتباه کنیم.کاش باز گناه کنم

وقتی در آغوش کسی باشی که دوستش داشته باشی ، دنیا برایت جای

خیلی بهتری خواهد شد حالا بگذار که همه بگویند حرام است.من این حرام را

دوست دارم .این حرام برایم شیرین است.می گویند بودن با کسی که

دوستش داری گناه است من این گناه را دوست دارم .این گناه برایم شیرین

است.هرچه میخواهد بادا باد!

اصلا مگر خدا گناه رادروجود کسی قرارمیدهد.دروغ میگویند دوست داشتن

گناه نیست.تا میتوانید دوست داشته باشید و عشق بورزید.

ایکاش شبی مست درآغوش من افتی      چندان به لبت بوسه زنم کز نفس افتی

 

چند نشانه که بفهمید عاشق شده اید!

 


1- متن ها و اس ام اس های او را دوباره و دوباره می خوانید.

2- وقتی با او هستید بسیار آهسته قدم می زنیدومی خواهید زمان آهسته بگذرد.

3- هر زمان که پیش او هستید، تظاهر به خجالتی بودن می کنید.

4- وقتی به او فکر کنید، قلباتان تند تر و تند تر م
ی تپد.

5- زمانی که به صدایش گوش می دهید، بدون دلیل لبخند می زنید.

6- وقتی او را تماشا می کنید، دیگر قادر به دیدن اطرافیانتان نیستید و فقط او را می بینید.

7- شروع به گوش دادن به آهنگهای آرام می کنید.

8- او همه فکر شما می شود.

9- بوی او شما را به وجد می آورد.

10- متوجه می شوید که زمان فکر کردن به او، همیشه به خود لبخند می زنید.

11- حاضرید هر کاری برایش انجام دهید.

12- هنگام خواندن این متن همواره فقط یک نفر در ذهن شما بود.

یار خیالی

ای یاریمن خیال گوشی دوش بوگجه بیزیم داما      گوزله کی اللانمیاسان سالمیالار سنی تورا

دوزدیکی قلبون داریخر کوسمه منیله بیر دانیش    سوگی فراقیندا یانانقلبیم اوتوندابیر الیش

رسمی بودور طبیعتین ایری یازوب یازان بیزی          گوتارمامیش بهاریمیز دوتاجاخدی خزان بیزی

سنه واریم سفاریشیم هیچ گوزله بیل باغلاما       چاتانماسوندایاریواگوزله فقط سن اغلاما

سفاریشیم بودورسنه توکمیسن گوزون یاشین      او گوزلراوزگنین کیدور گوزله کوتارماسین یاشین

اییرماق اولماز هیچ کسی ایستدیگیندن هیچ زمان   جسمیلر ایری اولساداعشق گوجالماز هیچ زمان

خزل

رنگی سولموش خزلم یئللره تاپشیرما منی         گوزیاشیمدان تورنن سئللره تاپشیرما منی

آنداولا عشقیمه بیر گون دوزه بیلمم سنسیز         آیلارا هفته لره ایللره تاپشیرما منی

گوزلرون آهو کیمین نازلی باخشدی مارالیم          او قاراگوزلروه کیپریکه تاپشیرمامنی

توکلرون هردم اسنده ائله بیل زلزله دی                گزدیرنده شانه نی کوچیه تاپشیرمامنی

لبلرون غنچه دی دیوانه ائلر هر گورنی                 یوخلیاندا گئجه لر یورقانا تاپشیرمامنی

هرگوزل عیبی اولار اولماسا لیلی اولماز               داغدا حیران گزنم مجنونا تاپشیرمامنی

شیرینین غصه لری تاریخی ویران ائتدی               فرهادام داش قازانام بیستونا تاپشیرمامنی

 

رقیب

مرا به بند کشیدی و
نامش گذاشتی عشق!
در کلبه احزان تنهایم گذاشتی و
در برابر دیدگانم به خلوتگه رقيب رفتی
راستی،هنوز مدعی عاشقی هستی!
رفتی؛‌ در مقابل دیدگانم
به خلوت گه رقيب؛
‌باکت نبوداز درد درون و آزار روح؛
من ماندم،‌تنها؛‌بی فروغ،‌بی نصیب.
غافل بودی؛ عاشق نبودی
ای مدعی عاشقی؛ دیدی چه سان رفتی؟
دیدی چه آسان رفتی!
رفتی؛‌ در مقابل دیدگانم
ب� ...

وداع عشق

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

 می برم تا که در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه عشق

زین همه خواهش بی جا و تباه

 می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه امید محال

می برم زنده به گورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 ناله می لرزد، می رقصد اشک

آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

 به خدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم، صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم خنده به لب، خونین دل

می روم از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل

عشق تو

عشق تو

شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد ! زیبا بود امّا شوخی بود !

حالا تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است !

من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . .!

من اشتباه کردم و پایم را از گلیمم درازتر کردم...

تمام این تنهایی تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است...

آیریلیق

بس  منی سیخدی  زمانه  اورگیم  قان  اولدی       

           سرداشیم  اولمادی عالم  منه  زندان اولدی

اوتورا بیلمدیم  ائوده  قاپی یا  بویلاندیم              

            بلکه جان صاحیبی  بیر لحظه  نمایان اولدی

سایدیم  اولدوزلاری   بیر بیر او قارانلیق  گئجه ده   

    اغلادیم  صبحه قدر گوزده کی  یاش  قان اولدی

هی گوزوم یاشینی توکدیم یوزه هجران گئجه سی   

       قالدی یوللاردا گوزوم صبر ایوی ویران اولدی

بیر کسیم اولمادی  سرداشیم  اولا غملی  گونوم     

          قورتارام  جانیمی غمدن مگر امکان  اولدی

آیریلیقدان باشما گلدی  نه لر بولمدون  هئچ           

       سئل  کیمی غم  توکولوب باشیمه عمان  اولدی

تانری چاره م ندی عشقین قوشی باغیمدن اوچوب   

                بیلیرم گئتدی هارا کیملره مهمان اولدی

بیلمیرم یول اوزاق اولدی کی گلیب چیخمادی  یار   

      یا وفاسیزلیق ایدیب اوزگیه جانان اولدی

یا کی مندن اورگی سیندی داها گلمیجک        

              یا کی اوز باغلادیقی عهدینه پشمان اولدی

یارین عشقیله گئچدیم گئجه می گوندوزومی    

                  وصلینی آرزیلادیم قسمتیم هجران اولدی

آیری بیر سوز دیمرم ساغلیقینی آرزیلارام             

              بلکه گلدی یئنه اولده کی دوران اولدی

خداحافظ

هر چند سلام سر آغاز دردناک خداحافظی است. ولی بگذار خداحافظی سلامی نو باشد. بگذار سرنوشت و تقدیر بازی خویش را ادامه دهند. من و تو در این بازی ...

بگذار بگریم که جز اشک مرحمی نیست مرا. در خلوت سکوتم قدم می نهم و قلبم را آرام آرام تسکین می دهم.چرا که می خواهم در آن بذر غم بکارم .آری امروز تمام دردهای دنیا میهمان قلب من است.قلبی که نمیدانم چرا ارزش دوست داشتن هیچ کس را نداشت یا هیچ کس نتوانست دوستش داشته باشد.از امروز من هستم و دوباره تنهایی من.من هستم و دوباره شبهای بی ستاره.من هستم و دوباره گریه دوباره اشک دوباره آه . . . .

افسوس که همیشه در حسرت عشقی ماندگار ماندم .افسوس که کسی نخواست تا مرحمی برروی زخمهایم بگذارد وهرکه آمد زخمی تازه برزخم های دیگراضافه کردو رفت.

تو میروی و امید دردلم جاودانه خواهد مرد

برو برو که به خوشبختی تو دلشادم

اگر چه دوست دارت عاشقانه خواهد مرد

بوسه

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب...
یعنی عشق در اعماق شب...
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق،
یعنی آتش وگرمای تب...
بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از دیوانگی...
بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق...
طعم شیرینی به رنگ سادگی...
بوسه آغازی برای ما شدن..
لحظه ای با دلبری تنها شدن...
بوسه یعنی وصل جانها از دو لب
بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود
بوسه یعنی شادی و شور و نشاط
بوسه یعنی عشق خالی از گناه
بوسه یعنی قلب تو ازان من
بوسه یعنی" تو همیشه مال من"
بوسه آتش میزند بر جسم و جان
بوسه یعنی "عشق من با من بمان"

دوستان خوبم به علت جابجایی هایی که در شرکت داریم مدت یک هفته سیستم ما قطع خواهد

بود به همین دلیل نمی توانم مطالب جدیدی برای شما بنویسم .انشاءاله پس از یک هفته دوباره

در خدمتتان هستم.سپاس