بوسه

فواید بوسه در روابط زناشویی

 

 اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.


نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."


بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.


از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."


در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.


پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.


بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.


اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.


رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.


از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.


اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.


پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.


همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.


بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.

خان چوبان و سارای

 

گینه آغلاتدی منی خان چوبانین آغلاماسی

سارانین سئللره بئل باغلاماسی

یئر اوزون قان بورویوب ،دنیا دولوبدو یالاننان

هاراسیننان یاپیشیم ،خوشدو جهانین هاراسی

واردی هر بیر یارانین مرحمی ،تاپسون طبیبین

نجه درمان اولاجاق اولسا طبیبین یاراسی

 

به فارسی

باز گریه های خان چوپان مرا به گریه انداخت

و امید بستن سارای به امواج سیل

روی زمین پر از خون شده است و دروغ

از کجای این دنیا بگیریم و به چی دینا دل خوش کنم

هر زخمی مرحمی دارد اگر طبیب آن را پیدا کنید

چطور درمان خواهد شد زخم خود طبیب

 

لازم به توضیح هست که در ادبیات شفاهی آذربایجان داستانی واقعی  به نام خان چوبان و سارای وجود دارد که این دو عاشق هم بوده اند ولی به هم نرسیده اند و سارای به علت اینکه نتوانست به عشقش برسد از دست خانی که وی را مجبور میکرد با او ازدواج کند خودش را به امواج خروشان سیل می سپارد در رودخانه ای به نام ((آرپاچای ))نزدیک شهر اهر.

 

     نو  روز

 

دوستای خوبم سلام

دیگه داره سال 90 تموم میشه و کم کم آقا نوروز با قطار بهار در حال اومدنه. همه در حال فرار هستن. انگار که قراره چه اتفاقی بیفته.خیابونا شلوغ ،مراکز خرید شلوغ . . . راستی این همه تلاش و تقلا فقط واسه چند روز تعطیلی ارزش داره؟ خیلی از ماها اینقد می دویم که لحظه تحویل سال و عید که میشه از خستگی برای تدارکات عید دیگه  رمقی نمیمونه که جشنم بگیریم و اکثرا با چهرهای خسته و خواب آلود تو مهمونیها حاضر میشیم .انگار مجبوریم برای دید و بازدید و خندیدن.تازه فکر خرج و مخارج روزهای آخر هم که دل و دماغی برامون نمیذاره که بخواهیم لبخند هم بزنیم.

موندم چطور آدما پیر شدنشون و نزدیک شدنشون به مرگ رو جشن میگیرن.ولی خوب دیگه از اولش که ما دنیا اومدیم اینطوری بوده و ادامه خواهد داشت.

 فقط. . .

فقط توی این روزا یادمون نره که در نزدیکی خونه همه ما هستن کودکانی که آروزی داشتن یک عروسک را دارن . . .

فقط یادمون باشه که همین نزدیکی کودکی هست که  از پشت پنجره فقر به ما مینگرد . .  .

منتظرشان نگذاریم . . .

دوستون دارم . . .عید خوبی داشته باشین

 

داستان واقعی یک ازدواج اجباری

ریحانه به منزل ما رفت و آمد داشت و از همان لحظه اول که او را دیدم، متوجه نگاه شیطانی و حرکات و رفتار غیرعادی اش شدم. من موضوع را به همسرم اطلاع دادم و گفتم: بهتر است با دوستش قطع ارتباط کند. اما ملیحه این موضوع را جدی نگرفت و گفت: خوب نیست دل ریحانه را بشکنم و می توانم با او دوست بشوم…

شنیدن این حرف از زبان زنی که بارها و بارها از من خواسته بود طلاقش بدهم، دور از انتظار نبود. او همیشه می گفت: به خاطر پدرش تن به این ازدواج داده است و به سختی مرا تحمل می کند.

اگرچه من هم به اصرار خانواده ام با ملیحه ازدواج کردم و دل خوشی از زندگی ام نداشتم، اما به همسرم گفتم تو می دانی که پدر من و پدر تو شریک هستند و در صورتی که حرفی از طلاق بزنی، هم رابطه آن ها به هم می خورد و هم پشتوانه مالی مان را از دست خواهیم داد. پس به ناچار باید فعلا بسوزیم و بسازیم و خودمان را به دست سرنوشت بسپاریم.

در این شرایط من با اطلاع ملیحه تن به رابطه ای کثیف دادم و اسیر هواهای نفسانی شدم. دوست همسرم در حضور او به خانه ما می آمد و همدیگر را می دیدیم مدتی گذشت و ملیحه همچنان اصرار داشت که طلاقش بدهم. ولی خانواده هایمان تهدید می کردند که اگر حرفی از جدایی و طلاق بزنیم از ارث محروم خواهیم شد و خون به پا خواهند کرد.

واقعا مانده بودیم چه کار کنیم تا این که ملیحه از طریق دوستش زمینه ارتباط من با چند زن دیگر را نیز فراهم کرد و حسابی در لجنزار گناه و معصیت گرفتار شدم. متاسفانه در این مدت به دام موادمخدر نیز افتاده بودم. ملیحه پس از آن که نقشه شوم خود را برای جدایی از من عملی کرد، تقاضای طلاق داد و گفت: دیگر حاضر نیست به زندگی با مردی معتاد که دارای فساد اخلاقی است، ادامه بدهد. او با مدارکی که در دست داشت به اطرافیان ثابت کرد که به کریستال اعتیاد دارم و حتی تصاویری را که از رابطه غیراخلاقی من با زنان غریبه تهیه کرده بود، در اختیار پدر و برادرم گذاشت.
با این وضعیت دیگر هیچ دلیلی برای ادامه زندگی مشترکمان وجود ندارد و من بدبخت با ندانم کاری، بازیگر این فیلم سیاه شدم و قربانی تصمیمات خودسرانه و غرور بزرگ ترهایم هستم. پدر و برادرم تصاویر مربوط به فساد اخلاقی مرا دیده اند و برایم خط و نشان کشیده اند اما هیچ کس نمی داند ملیحه خودش این دام را برایم پهن کرد تا بتواند به راحتی طلاق بگیرد و با پسر مورد علاقه اش ازدواج کند.

دلباخته

 

شیر نری دلباخته‏ی آهوی ماده شد.

شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ حیوانات دیگر دریده شود.

از دور مواظبش بود…

 پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،

 شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.

دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، ...

گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.

با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.

و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…

نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو سه  چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی را یادم رفت. اها اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه .

حقایق و باورهای غلط در مورد تمایلات جنسی

با توجه به اینکه یکی از علل شروع عشق های ممنوعه از مسائل جنسی هست چند مورد از سایت های مختلف جمع آوری کردم که بد نیست بخوانید و بدانید.

تمایلات جنسی مسئله ‌ای صرفاً جسمی نیست و قسمت عمده‌ای از آن ذهنی است. اینکه حتی با فکر کردن به همسرتان بتوانید ارضا شوید واقعاً عالی است اما اینکه یک تخیل را وارد ذهنتان کنید تا تحریک شوید اصلاً عادت زشتی نیست. هر چیزی که مغز را تحریک کند در عشق‌بازی با همسرتان قابل‌انجام است و فکرها و خیالپردازی‌ها هم جزئی از آن است. خیالپردازی‌ها معمولاً تاثیرات مثبتی بر روابط جنسی دارند زیرا به کشف نیازها و خواست‌های شخصی کمک می‌کند. این یک باور اشتباه است که خیالپردازی حین نزدیکی عملی نادرست است.


آیا سایز مهم است؟ حتی قشر تحصیلکرده جامعه باور دارند که سایز اهمیت بسیار زیادی در ارضای جنسی دارد. اما در واقعیت، علم ثابت کرده است که هیچ آلت تناسلی برای واژن بزرگ یا کوچک نیست. این سایز آلت جنسی مرد نیست که اهمیت دارد بلکه تمرین درست حرکات و جنبه عاطفی زوج است که به یک ارگاسم خوب منجر می‌شود. هیچوقت نمی‌توانید میزان مرد بودن کسی را با سایز آلت جنسی او بسنجید. زن‌ها به دنبال داخل کردن‌های سخت و محکم نیستند، بلکه ضربه‌های نرم و ریتمیک است که دوست دارند و امیال جنسی آنها را بیدار می‌کند. جالب است بدانید که داروهایی هم که برای افزایش سایز آلت جنسی در بازار وجود دارد، هیچ تاثیری بر بزرگ کردن سایز آلت تناسلی نخواهد داشت.
به ادامه مطلب بروید

 

ادامه نوشته

عشق و هوس

عشق و هوس دو واژه هستند که تقریبا با هم همخونه هستند.برخی ها معتقدند عشق واقعی باید بدون هوس باشد و می گویند که عشق یک پدیده الهی است و هوس یک غریزه حیوانی که انسان راتا درجه حیوانیت پایین می برد و برخی ها هم اعتقاد دارند که عشق و هوس نمی توانند جدا از هم باشدو هرکجا که عشقی هست هوس دنباش می آید.من خودم جزو گزوه دوم هستم و معتقدم که همه عشق ها به نوعی با هوس اجین هستند.بیشتر افراد همان گروه اول هم که عشق و هوس را جدا از هم میدانند به هنگام روبرو شدن و در شرایط قرار گرفتن همان وجه حیوانی را نمی توانند کنترل کنند.من  یک عشق ممنوعه دارم یا بهتر است بگویم داشتم چون خیلی وقت پیش از این شهر کوچ کردند و رابطه ما که تلفنی ادامه دارد کم کم رو به فراموشی است و تقریبا رو به اتمام.تجربه شخصی من این است که بیشتر زنها که رو به عشق ممنوعه می آورند به خاطر کمبود مهر و محبت هست و اندک زنی پیدا میشود که به خاطر مسائل جنسی شروع به ارتباط ممنوعه می کند.ولی در عوض اکثر مردها بر عکس زنها به خاطر مسائل جنسی به دنبال عشق های ممنوعه هستند.در هر دو مورد مطرح شده در خصوص عشق های ممنوعه چه پایه شروع دوستی مهر و محبت باشد و چه مسائل جنسی، ختم آن به هوس و ارتباط های جنسی هست.من خودم معتقد هستم که اوج لذت از یک عشق لحظه هم آغوشی اتفاق می افتد .آری به نظر من هوس میوه عشق است و هر عشقی که خالی از هوس باشد مثل درخت بی ثمر است.حداقل در خصوص عشق های ممنوعه.چشم به راه نظر و دیدگاه شما عزیزانیم. 

عشق ممنوعه من

در بحث قبل مطرح کردم که برخی از افراد متاهل به خاطر کمبود محبت و عشق و برخی نیز به خاطر مشکلات جنسی به ارتباطهی عشقی ممنوعه روی می آورند .بسیاری از افراد هم هستند که از هر دو مورد فوق رنج میبرند.خود من هم جزو این افراد هستم .من هم تجربه رابطه ممنوعه رو داشتم .آره من هم یک عشق ممنوعه دارم یا بهتره بگم داشتم چون با کوچ کردن عشق ممنوعه ام از این شهر کم کم روابط بین ما هم سرد شد.برخی وقتها ارتباط تلفنی با هم داریم .جالب هست بدونید که همیشه اون به من زنگ میزنه و تا حالا نشده که من به اون زنگ بزنم.میشه نتیجه گرفت که وابستگی زنان در یک رابطه عاشقانه بیشتر از مردان هست.

ارتباط های جنسی و زناشوئی

 شاید همه شما یا اکثرتون با من هم عقیده باشین که برخی از دلسریدیها بین زن و مرد به خاطر عدم تامین نیاز جنسی توسط فرد مقابل شروع میشود.عدم ارضائ جنسی می تواند شروعی برای عشق های ممنوعه باشد .چه از طرف زن و یا چه از طرف مرد.من یه دوستی داشتم که با یک رن متاهل دوست بود .من ازش پرسیدم دلیل دوستی این زن با شما چیه؟گفت خودش میگه که شوهرش نمیتونه از لحاظ جنسی ارضاش کنه و فقط به خاطر این مسئله با او ارتباط داره.

یه پسر دیگه میگفت که یه دوست زن داره که اصلا هیچ میلی به برقرای رابطه جنسی نداره و فقط میخواد که باهاش حرف بزنه و درد دل کنه.چون شوهرش درگیر مسائل کاریه و وقت نمیکنه که خیلی باهم باشن .جالبتر اینکه همان زن حدود یک سال حاضر به برقراری ارتباط جنسی با این پسر نشد ولی  چون پسره به خاطر مسائل جنسی باهاش ارتباط داشت تهدید به ترکش کرد و همان زن به خاطر ترس از دست دادن یک همدل و هم سخن مجبور شد تا بر خلاف میل باطنیش باهاش رابطه جنسی هم پیدا کنه.

عشق بیرون از خانه . . .

عشق . . .

شاید خیلی از ما از زمان نوجوانی این واژه کم کم وارد دنیامون میشه. اگه کمی به عقب برگردیم همه ما حتما  خاطراتی شیرین از آن روز را به یاد خواهیم آورد. آری در همان روزها همه ما در ذهن خود یک نفر را برای آینده جا میدادیم وشاید آن موقع نمیدانستیم این همان عشق است.بی دلیل دوستش داشتیم و در ذهن خود شروع به ساختن رویاهای شیرینی با همراهی او می کردیم.کمی از ماها هم شاید پس از بزرگ شدن به این رویاهها جامه عمل پوشانده ایم .

بزرگتر که میشویم نگاه ما وسیعتر میشود و دوست داشتنمان متفاوت.زندگی را از دیچه های گوناگون می نگریم .هر کس برداشت مخصوص خود را از عشق دارد و عده ای هم اصلا نمی فهمند که چیست و کجاست .این عده همان انسانهایی هستند که سرد و بی روح . عده ای هم که انسانهایی حساس هستند روحی گرم و عاشقانه دارند و به دنبال آن میگردند.

مصیبت ما از آنجا شروع میشود که انسانهایی از این دو گروه متفاوت باهم زندگی مشترک تشکیل میدهند یا از روی ناآگاهی یا از روی اجبار خانواده ها .بسیاری هم که از لحاظ سنی به بلوغ کافی نرسیده اند و ازدواج میکنند.یکی نمی خواهد بفهمد عشق و احساس چیست و دیگری تشنه عشق و محبت است.حال آنکه تشنه است دنبال سیراب شدن میگردد.فرقی هم نمی کند زن یا مرد.آری بیرون از محیط خانه به دنبال عشق و محبت میگردد.و از این جا عشق ممنوعه شروع میشود.

اکثرا این مشکل به دلیل ازدواج در سنین پایین و ازدواج های اجباری خانوادگی  پیش می آید.برخی از خانواده ها نادانسته دست به این کار زده و می گویند که عشق بعد از ازدواج خود به خود بین دو نفر بوجود خواهد آمد ولی این گونه نیست.