عشق و هوس دو واژه هستند که تقریبا با هم همخونه هستند.برخی ها معتقدند عشق واقعی باید بدون هوس باشد و می گویند که عشق یک پدیده الهی است و هوس یک غریزه حیوانی که انسان راتا درجه حیوانیت پایین می برد و برخی ها هم اعتقاد دارند که عشق و هوس نمی توانند جدا از هم باشدو هرکجا که عشقی هست هوس دنباش می آید.من خودم جزو گزوه دوم هستم و معتقدم که همه عشق ها به نوعی با هوس اجین هستند.بیشتر افراد همان گروه اول هم که عشق و هوس را جدا از هم میدانند به هنگام روبرو شدن و در شرایط قرار گرفتن همان وجه حیوانی را نمی توانند کنترل کنند.من  یک عشق ممنوعه دارم یا بهتر است بگویم داشتم چون خیلی وقت پیش از این شهر کوچ کردند و رابطه ما که تلفنی ادامه دارد کم کم رو به فراموشی است و تقریبا رو به اتمام.تجربه شخصی من این است که بیشتر زنها که رو به عشق ممنوعه می آورند به خاطر کمبود مهر و محبت هست و اندک زنی پیدا میشود که به خاطر مسائل جنسی شروع به ارتباط ممنوعه می کند.ولی در عوض اکثر مردها بر عکس زنها به خاطر مسائل جنسی به دنبال عشق های ممنوعه هستند.در هر دو مورد مطرح شده در خصوص عشق های ممنوعه چه پایه شروع دوستی مهر و محبت باشد و چه مسائل جنسی، ختم آن به هوس و ارتباط های جنسی هست.من خودم معتقد هستم که اوج لذت از یک عشق لحظه هم آغوشی اتفاق می افتد .آری به نظر من هوس میوه عشق است و هر عشقی که خالی از هوس باشد مثل درخت بی ثمر است.حداقل در خصوص عشق های ممنوعه.چشم به راه نظر و دیدگاه شما عزیزانیم.