عشق ناممکن
نه لبان من به لبانت خواهد رسید
و نه دستانم به دستانت
من در آرزوی ناممکن خواهم مرد
بی تو اما به یاد تو
بزرگترین گناه من دوست داشتن ناممکن بود
میدانستم ولی نمی توانستم دل بکنم...
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 10:44 توسط ا-ح
|
تقدیم به کسانی که در کویر بی عشقی زمانء تشنه عشق هستند و به آن نرسیدند.تقدیم به انسانهایی که هنوز نتوانستند خود را با زندگی بی روح ماشینی تطبیق دهند و هنوز روح لطیف و حساسی دارند.تقدیم به آنانی که به عشق خود نرسیدند و سوختند.فریاد زدند اما به گوش هیچ کس نرسیددلنوشته ها و شاید تجربه های خود را در این مورد دریغ نکنید.