جانانه یئتیر
ای فلک درد و غمیم شرحینی جانانه یئتیر
ثبت قیل ملک خراجینی او سلطانه یئتیر
داهی یوخ تاب و توان جسم ضعیفیمده منیم
یا کی آل جانیمی یا دردیمی درمانه یئتیر
روحپروردی لبی وقت تبسمده صبا
روحی بو تندن آلیب اول لب خندانه یئتیر
گوردی اول زلفی کونول اولدی پریشان احوال
بو پریشانلیغی اول زلف پریشانه یئتیر
حئیران خانیم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 9:36 توسط ا-ح
|
تقدیم به کسانی که در کویر بی عشقی زمانء تشنه عشق هستند و به آن نرسیدند.تقدیم به انسانهایی که هنوز نتوانستند خود را با زندگی بی روح ماشینی تطبیق دهند و هنوز روح لطیف و حساسی دارند.تقدیم به آنانی که به عشق خود نرسیدند و سوختند.فریاد زدند اما به گوش هیچ کس نرسیددلنوشته ها و شاید تجربه های خود را در این مورد دریغ نکنید.