نو روز
دوستای خوبم سلام
دیگه داره سال 90 تموم میشه و کم کم آقا نوروز با قطار بهار در حال اومدنه. همه در حال فرار هستن. انگار که قراره چه اتفاقی بیفته.خیابونا شلوغ ،مراکز خرید شلوغ . . . راستی این همه تلاش و تقلا فقط واسه چند روز تعطیلی ارزش داره؟ خیلی از ماها اینقد می دویم که لحظه تحویل سال و عید که میشه از خستگی برای تدارکات عید دیگه رمقی نمیمونه که جشنم بگیریم و اکثرا با چهرهای خسته و خواب آلود تو مهمونیها حاضر میشیم .انگار مجبوریم برای دید و بازدید و خندیدن.تازه فکر خرج و مخارج روزهای آخر هم که دل و دماغی برامون نمیذاره که بخواهیم لبخند هم بزنیم.
موندم چطور آدما پیر شدنشون و نزدیک شدنشون به مرگ رو جشن میگیرن.ولی خوب دیگه از اولش که ما دنیا اومدیم اینطوری بوده و ادامه خواهد داشت.
فقط. . .
فقط توی این روزا یادمون نره که در نزدیکی خونه همه ما هستن کودکانی که آروزی داشتن یک عروسک را دارن . . .
فقط یادمون باشه که همین نزدیکی کودکی هست که از پشت پنجره فقر به ما مینگرد . . .
منتظرشان نگذاریم . . .
دوستون دارم . . .عید خوبی داشته باشین
تقدیم به کسانی که در کویر بی عشقی زمانء تشنه عشق هستند و به آن نرسیدند.تقدیم به انسانهایی که هنوز نتوانستند خود را با زندگی بی روح ماشینی تطبیق دهند و هنوز روح لطیف و حساسی دارند.تقدیم به آنانی که به عشق خود نرسیدند و سوختند.فریاد زدند اما به گوش هیچ کس نرسیددلنوشته ها و شاید تجربه های خود را در این مورد دریغ نکنید.